تبليغاتX
ParsiLive Glossary-واژه نامه پارسی لایو
به نام خداوند جان و خرد

 


ParsiLive V 1.0.6 Glossary Online جدید


درباره واژه نامه:
زیان پارسی زبان ملی ما ایرانیان است.
آنچه فرهنگ ما را پس از تازش عربها , موغولها , انگلیسیها و دیگر کشورها به میهن ما زنده نگاه داشته , زبان مادری مان است پس تلاش می کنیم زبان مادری خود را پاس داریم و تا می توانیم از واژه های زبان خودمان به جای واژه های بیگانه ای که پس از این تازشها به زبانمان وارد شده بهره ببریم و با آنها گفتگو کنیم و بنویسیم.
چرا از بکار بردن واژه های زبان خود که سرمایه های فرهنگی ما هستند سربلند نباشیم ؟
آیا زبان پارسی مایه شرمساری ایرانیان است یا دست آویز سربلندی ما ؟
زبان مادری ما همچون گنجینه ای از هزاران سال پیش با گذر از جنگها و کشتارها و درازای سده ها به دست من و شما رسیده و مایه ی سربلندی ماست. بیاییم پارسی را پاس داریم !
واژه نامه ای که پیش روی شماست در راستای هدف یاد شده کمک خواهد کرد که برابر پارسی واژه های بیگانه ای
را که به طور روزمره از آنها استفاده می کنیم را بدانید.
شمار واژه ها: 2161 واژه
تاریخ ساخت: 17/5/1385
پروانه: GNU-FDL
بها: 0 ریال

آخرین بروز رسانی : 19/2/1387



شما میتوانید به صورت Online و با گزینش بندواژه به واژه های مورد نظر خود دست یابید.

فهرست بند واژه ها

آ - ا - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق
ک - گ - ل - م - ن - و - ه - ی 
 

همکاری در توسعه پروژه

واژه نامه ای که هم اکنون پیش روی دارید پیش درامدی آزمایشی از یک واژه نامه کامل و گسترده می باشد که پس از گذشت یک سال از انتشار آن و با وجود بازخوردهای مثبتی که از این پروژه به دست آمد تصمیم گرفتیم که ویرایش کامل واژه نامه پارسی لایو را در وبسایتی کاملا اختصاصی منتشر کنیم که علاوه بر امکان مرور واژه ها به صورت آنلاین (البته کاملا متفاوت با شکل کنونی ) , این واژه نامه را برای سیستم عاملهای گوناگون از جمله ویندوز,مکینتاش و لینوکس و همینطور ویرایشی مبتنی بر فناوری PDF و همچنین ویرایشهایی برای موتورهای دیکشنری آماده مانند Babylon و Xfardic را ارایه دهیم.
همانگونه که می دانید توسعه پروژه های باز متن (Open source) نیاز مالی فراوانی برای پیشرفت دارند. این نیازها شامل هزینه های میزبانی وب و خرید منابع اطلاعاتی و انسانی و ... می باشد.
در همه ی جهان افراد و شرکتها و سازمانهایی وجود دارند که از این گونه پروژه ها حمایت مالی می کنند.
از آن جا که پروژه واژه نامه ی پارسی لایو نیز یک پروژه باز متن و فرهنگی می باشد و هیچ گونه سود آوری از فروش برنامه و خدمات خود ندارد نیاز به این چنین پشتیبانانی دارد.
حال اگر شما یکی از این پشتیبانها هستید و مایلید که از پروژه ی ما پشتیبانی کنید می توانید با پست الکترونیکی زیر تماس گرفته تا از شرایط و مزایا ی پشتیبانی و همچنین شیوه پیشرفت پروژه در جریان قرار بگیرید.
با سپاس فراوان مهدی منصوری

ایمیل :

بندواژه - م 
برابر پارسی آنها
واژگان بیگانه
سازوکار
مکانيزم
درنگ
مکث
نيرنگ - شيله - شيله پيله
مکر
گرامي
مکرمه
ناپسند - زشت
مکروه
يافته
مکشوف
نويافته
مکشوفه
ناچار
مکلف
فراتر از
ما فوق
آبجو
ماء شعير
دستاورد
ماحصل
برگرفته
ماخوذه
هميشگي
مادام العمر
تا هنگامي که
مادامي که
مشت و مال
ماساژ
گذشته
ماضي
از آنش
مالکيت
کارگزار
مامور
شهربان
مامور پليس
راهبند - گير
مانع
چيره دست
ماهر
سرشت کار
ماهيت کار
فراسرشت
ماوراء الطبيعه
فرارودي
ماوراء النهر
فراي
ماوراي
نيازها
مايحتاج
آبگون
مايع
دلسرد
مايوس
گفت و شنود
مباحثه
فرخنده - خجسته
مبارک
خجسته باد
مبارک باد
نوآور
مبتکر
نوآورانه
مبتکرانه
تازه کار - نوآموز
مبتدي
دچار
مبتلا
دچار بيماري
مبتلا به مريضي
پايه
مبتني
بر پايه
مبتني بر
جستار
مبحث
آغاز - خاستگاه
مبدا
گيج
مبهوت
بازگو کننده
مبين
دل آزرده
متاثر
جدايي
متارکه
بدبختانه - شوربختانه
متاسفانه
زبر دست - چيره دست
متبحر
همبسته
متحد
کارآزموده
متخصص
کار آزمودگي
متخصصان
کار آزمودگان
متخصصين
چگال
متراکم
همچم
مترادف
برگرداننده
مترجم
پيشرفته
مترقي
لرزان
متزلزل
زنجيروار
متسلسل
سپاسگزارم
متشکرم
سپاسگزاريم
متشکريم
در برگيرنده
متشکل
ترازمند
متعادل
به دنبال - در پي
متعاقب
پس از اين
متعاقبا
شگفت زده
متعجب
شگفت زده شد
متعجب شد
انبوه
متعدد
خشک سر
متعصب
از آن
متعلق
پايند
متعهد
انديشمند
متفکر
انديشمندان
متفکران
پراکنده کردن - پراکندن
متفرق کردن
يکزبان - همزبان
متفق القول
درخواست کننده
متقاضي
فروريخته
متلاشي
جدا
متمايز
توانگر
متمول
پايان - ته
متنهي
گوناگون
متنوع
پي در پي
متواتر
فروتن
متواضع
پياپي
متوالي
ميانه
متوسط
باز ايستاد
متوقف شد
باز ايستادن
متوقف شدن
زاده
متولد
زاده شده
متولد شده
دست اندرکار - سرپرست
متولي
دست اندرکاران
متوليان
نمونه
مثال
سه گوش - لچک
مثلث
لچکي
مثلثي
کارساز
مثمر ثمر
به کار آمد
مثمر ثمر واقع شد
رايگان
مجاني
ناچار
مجبور
همتافت
مجتمع
دوباره
مجدد
دوباره
مجددا
شيفته - شيدا
مجذوب
کارآزموده
مجرب
بزهکار
مجرم
زخمي
مجروح
تنديس
مجسمه
انجمن
مجلس
پرشکوه - پرنما
مجلل
گاهنامه
مجله
گردهمايي
مجمع
روي هم
مجموعا
گردآور
مجموعه
ديوانه - شيدا
مجنون
ناشناس
مجهول الهويه
پروانه
مجوز
استوار
محکم
نسنجيده
محاسبه نشده
نگهبان
محافظ
زندان
محبس
دوست داشتني
محبوب
زنداني
محبوس
ارجمند - گرامي
محترم
درونمايه
محتوا
درونمايه
محتويات
اندک
محدود
تنگنا
محذوريت
جنباننده
محرک
رازدار
محرم
بي بهره
محروم
چشمگير
محسوس
رستاخيز
محشر
دانش آموز
محصل
فرآورده
محصول
دفترخانه
محضر
پيشگاه
( نمونه : به جاي "من در محضر پادشاه شرفياب شدم" بگو "من در پيشگاه پادشاه باريافتم" )
محضر
دفترخانه
محضر اسناد رسمي
نگاهداشته
محفوظ
پژوهنده - پژوهشگر
محقق
پژوهشگرانه
محققانه
يافتگاه
محل اکتشاف
پيوندگاه
محل تلاقي
برزن
محله
پيرامون
محيط
رزم
مخاصمه
خبرنگار - خبررسان
مخبر
ناچيز
مختصر
درهم
مختلط
گوناگون
مختلف
ويرانگر
مخرب
انبار - انباشتگاه - اندوختگاه
مخزن
ويژه
مخصوص
پنهان - نهان
مخفي
نهانگاه
مخفيگاه
پنهاني
مخفيانه
درهم - آميخته
مخلوط
آميختن - درآميختن
مخلوط کردن
آفريده
مخلوق
هچل ( Hachal )
مخمصه
خيز آب ( به جاي "مد دريا" بگو "خيز آب دريا" )
مد دريا - مد
دلخواه
مد نظر
پادرمياني
مداخله
هميشگي
مداوم
ديرگاه
مدت مديد
چندي است
مدتي است
ياري
مدد
استاد - آموزگار
مدرس
آموزگاران
مدرسين
نوين - امروزين
مدرن
ميهمانان
مدعوين
به خاک سپرده شده
مدفون
به خاک سپردن
مدفون کردن
الگو
مدل
شهر
مدينه
آرمانشهر
مدينه فاضله
نر
مذکر
يادشده - نام برده
مذکور
گفتگو
مذاکره
نافرجام
مذبوحانه
نکوهيدن
مذمت کردن
کيش - آيين
مذهب
پژوهشگاه
مرکز تحقيقاتي
گرانيگاه
مرکز ثقل
چراگاه ها
مراتع
بازگشت
مراجعت
چهارگوش
مربع
پي در پي
مرتبا
پيوسته
مرتبط
واپسگرا
مرتجع
چراگاه
مرتع
لرزان
مرتعش
گام
مرحله
گام دوم
مرحله دوم
شادروان
مرحوم
شادروان
مرحومه
بسته پستي
مرسوله پستي
سپاس
مرسي
بيماري
مرض
نمناک - نمور - نمدار
مرطوب
بانوا
مرفه
بازبيني
مرور
بهرام
مريخ
پيرو
مريد
بيمار
مريض
بيمارستان
مريض خانه
بيماري
مريضي
شوخي
مزاح
دردسر ساز
مزاحم
دردسر دادن
مزاحم شدن
ليچار
مزخرف
کشتزار
مزرعه
برتري
مزيت
آراسته
مزين
آرامبخش ( دارو )
مسکن
سرپرست
مسئول
پيکار
مسابقه
رهنورد - رهسپار
مسافر
برابري
مساوات
برابر
مساوي
خودکامه
مستبد
خودکامگان
مستبدان
نهان
مستتر
آگاه
مستحضر
سزاوار
مستحق
دستشويي - آبخانه - دست به آب
مستراح
خاورشناس
مستشرق
بينوا
مستضعف
کارکرده
مستعمل
بهره مند
مستفيض
سر راست
مستقيم
آشکارا - يکراست
مستقيما
پيوسته
مستمر
شنوندگان
مستمعين
فرسوده
مستهلک
چيره
مستولي
خنده دار
مسخره
خنده دار است
مسخره است
زادگاه
مسقط الراس
کشتارگاه
مسلخ
چيره
مسلط
بي گمان
مسلما
کارگزاران
مسولان
راه - گذرگاه
مسير
خشکرود
مسيل
دشوار - سخت
مشکل
سخت است - دشوار است
مشکل است
دشواري ها - سختي ها
مشکلات
همانند
مشابه
همکاري
مشارکت
نامبرده
مشاراليه
نگريستن - تماشا
مشاهده
تماشا کردن - درنگريستن
مشاهده کردن
نام آواران
مشاهير
رايزن
مشاور
همسود
مشترک المنافع
دربردارنده
مشتمل بر
ويژگي - شناسه
مشخصه
خاور
مشرق
کار و بار
مشغله
رنج
مشقت
نامي - نامدار - سرشناس
مشهور
رايزني
مشورت
ساختمايه ها
مصالح ساختماني
آسيب ديده
مصدوم
نمازگاه
مصلي
خودداري - فروگزاري
مضايقه
خودداري نمي کنم - فروگزاري نمي کنم
مضايقه نمي کنم
پريشان
مضطرب
پريشانم
مضطرب هستم
تنگنا
مضيقه
خواسته ها
مطالبات
پژوهش ها
مطالعات
آشپزخانه
مطبخ
دلنشين - دلپذير
مطبوع
در ميان گذاشتن
مطرح کردن
رانده شده
مطرود
آگاه
مطلع
دلخواه
مطلوب
بي گمان
مطمئنا
فرمانبردار
مطيع
ستمديده
مظلوم
نماد
مظهر
با اينهمه
مع الوصف
با اينهمه
مع هذا
وارونه
معکوس
رستاخيز
معاد
برابر
معادل
روزي
معاش
رفت و آمد
معاشرت
امروزين - امروزي
معاصر
بخشودگي
معافيت
داد و ستدها
معاملات
داد و ستد
معامله
دشمني
معاندت
پيمان نامه
معاهده
دستيار
معاون
گذرگاه
معبر
باورها
معتقدات
شماري
معدودي
شناسايي
معرفي
سرشناس
معروف
نامي ترين
معروفترين
کاستي - دشواري
معضل
کاستي ها
معضلات
خوشبو
معطر
بخردانه
معقول
آموزگار
معلم
دانسته ها
معلومات
چيستان
معما
دستاربند
معمم
چم ( Cham ) - آرش ( Arash )
معني
سنجه
معيار
باختر
مغرب
خودخواه - خودپسند
مغرور
آمرزش
مغفرت
باز
مفتوح
دلگشا
مفرح
به جاي "مفصل" ( Mafsal ) بگو "بندگاه"
به جاي "مفصل" ( Mofasal ) بگو "پردامنه - گسترده"
مفصل
ناپديد - گم نشان
مفقود الاثر
گم شده - ناپديد شده
مفقود شده
بيچاره - درمانده - بدبخت
مفلوک
سودمند
مفيد
روبرو
مقابل
رويارويي
مقابله
همزمان - هم هنگام - همهنگام
مقارن
نوشتار
مقاله
پايداري
مقاومت
سنجش
مقايسه
مي سنجم
مقايسه مي کنم
آرامگاه
مقبره
جان باختگان - کشتگان
مقتولين
چند
مقدار
اندک - چندي
مقداري
ورجاوند ( Varjavand )
مقدس
پيشگفتار - سرآغاز
مقدمه
شدني
مقدور
ستاد
مقر
ستاد سپاه
مقر سپاه
آيين نامه
مقررات
گناهکار
مقصر
دوره اي
مقطعي
بي فرزند
مقطوع النسل
آيينگذار
مقننه
چاه کن
مقني
زمينه - گويه
مقوله
نيروبخش
مقوي
پيمانه
مقياس
شهبانو
ملکه
ملوان
ملاح
ديدار
ملاقت
ديدار کرد
ملاقت کرد
سرزنش - سرکوفت
ملامت
مردم
ملت
پاينده
ملتزم
پيوست
ملحق
پيوستن
ملحق شدن
شدني
ممکن
بازدارندگي - بازداري - جلوگيري
ممانعت
دنباله دار
ممتد
کشور
مملکت
بازداشته
ممنوع
سپاس
ممنون
سپاسگزارم
ممنونم
زين پس
من بعد - منبعد
رويهمرفته
من حيث المجموع
زيرش زد
منکر شد
پيام آور
منادي
گلدسته
مناره
درگيري - ستيز
منازعه
خانه ها
منازل
پسنديده
مناسب
فراخور
مناسبت
آزادگاه ها
مناطق آزاد
گفتمان
مناظره
برگزيده
منتخب
چشم براه
منتظر
خرده گيران
منتقدان
خرده گيران
منتقدين
انجاميدن
منجر شدن
انجاميدن
منجر شده
اخترشناس
منجم
يخبسته
منجمد
بي همتا
منحصر به فرد
برچيذن
منحل کردن
برچيده شد
منحل شد
خانه
منزل
پاک
منزه
گوشه نشين ساختن
منزوي ساختن
هماهنگ
منسجم
سرآغاز
منشا
سرآغاز
منشاء
دادگرانه
منصفانه
گماردن - گماشتن
منصوب کردن
خرد
منطق
آزادگاه
منطقه آزاد
آزادگاه کيش
منطقه آزاد کيش
آزادگاه بازرگاني
منطقه آزاد تجاري
بخردانه
منطقي
چشم انداز
منظره
کهکشان خورشيدي
منظومه شمسي
بازداري
منع
جدا
منفک
سود - هوده
منفعت
آتشدان
منقل
نابود
منهدم
وابسته به
منوط
کوچ
مهاجرت
چيرگي
مهارت
کشنده
مهلک
آماده
مهيا
روبرو
مواجه
بازخواست
مواخذه
برابري
موازنه
برابري نيروها
موازنه قدرت
همداستانم
موافقم
کارساز
موثر
مايه
موجب
مايه نگراني شد
موجب نگراني شد
زمينه ها
موجبات
پذيرفتني
موجه
گذشته نگار
مورخ
باره
مورد
دلخواه
مورد نظر
ديرينکده
موزه
بنيانگذار
موسس
بنياد - نهاد - سازمان
موسسه
جستار
موضوع
زمان - سررسيد
موعد
کامياب
موفق
پيروز باشيد
موفق باشيد
کاميابي
موفقيت
گذرا - زودگذر
موقت
هنگام
موقع
نويسنده
مولف
فرزند
مولود
باورمند
مومن
ماده
مونث
ميدان ها
ميادين
ميز آرايش
ميز توالت
شدني
ميسر
شدني است
ميسر است
زادروز
ميلاد
ريزنگاره
مينياتور
ريزنگارگي
مينياتوري
ريزنگارنده
مينياتوريست
کاو ( کاربرد در آینه ها )
مقعر
کوژ , گوژ ( کاربرد در آینه ها )
محدب
|+|
این واژه نامه و همگی نوشتارهای این تارنگار تحت پروانه GNU FDL می باشد . بنابراین کپی و ایجاد تغییر در آنها بر پایه شرایط این پروانه آزاد میباشد.

© Copyright ParsiLive Glossary
Developed by Mehdi Mansouri

بالا